در آستانه یک سالگی
در آستانهی یکسالگیت هستیم و این روزها من تو سال گذشته سیر میکنم و تکتک لحظههای نابش رو زندگی میکنم. بعضی وقتها حتی چشمهام رو میبندم و سعی میکنم لحظاتی رو که تو دلم تکون میخوردی حس کنم. چقدر شیرینه با تو بودن و از تو گفتن. پسر نازم، مهرسام قشنگم! روز به روز عاشقانهتر دوستت دارم و روزی هزار بار به خاطر داشتن وجود نازنینت خدای خودم رو شاکرم.
کمتر از سه هفته تا تولد شیرینت باقی مونده، تا زیباترین روز زندگی ما، تا دوباره عاشقی رو تجربه کردن، تا دوباره معنی زندگانی رو دریافتن، تا بوی بهشت رو بلعیدن، تا پاک شدن، تا مادر شدن ...
یکسال تکتک لحظاتم تو بودی. با تو بچگی کردم، با تو خندیدم، با تو گریه کردم و ... با تو بزرگ شدم.
خداوندا! برای اینکه به من این شانس رو دادی که تو دنیا زندگی کنم و این لحظات ناب رو تجربه کنم شکرت. برای تکتک لحظاتی که با پسرم دارم شکرت. برای اینکه من رو لایق دونستی که مامان این فرشتهی ناز باشم شکرت. برای دادههات شکر و برای ندادههات هم شکر!
به یاد اون روزها (یک روزگی مهرسام)



در آستانه یک سالگی 




